احتیاط باید کرد ! همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز ...
احتیاط باید کرد ! همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز ...
تا دورها بنفشه می روید
بعد از تنفس ت
دست مرا بگیر
دست مرا بگیر و با خودت ببر ای دوست
به هر کرانه که اشتیاق می گوید
به هر نگاه که با تو می روید
به هر مسیر که ترنم، ترانه می خواند
ببر مرا تا شوق
به بوسه ی گل سرخ
ببر مرا تا اوج، به ساقه های درخت که بید می نامند
به کوچه های روستای کنار
به دست های پر پرنده ی پر نور
ببر مرا به هر کجا که شود
به پرچم سفید، که بعد هر جنگی، ستاره می چیند
به رمز یک احساس
به صبح یک شبنم
به خوآب یک کودک
به موهای پر تلالوی خود
دست مرا بگیر، با دامنی رقصان
دست مرا بگیر
با دکمه ی پیرهن چاک ت
من نبض آوازه خوان یک موجم
من گرمی نای م
دست مرا بگیر
پیوند ناگسستی بده
دست مرا به گونه های خود
به شانه های خود
به عشق
به آن سپید گرم
اندام پر نگار، به بازوان خود
دست مرا بگیر
.دست مرا بگیر
دست من آن بنفشه روز است
که حال و هوای دامنت دارد .
ابوالقاسم_تبریزیان
رها
جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 11:34
گر چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن آیینه اینقدر تماشایی نیست
حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه آدم ها نیست؟
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست
خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت هر خواستنی عین توانایی نیست.