کاش کسی بود امشب با من کمی قدم میزد… کمی شعر میخواند و کمی حرف میزد.. و من برایش درد و دل می کردم و برایش اشک می ریختم.. کاش کسی بود امشب و من برایش چای میریختم و او با لبخندی و نگاهی برایم دست تکان میداد…. کاش کسی بود امشب…
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم
عالی بود مرسی

زمانی که متولد شدم یکی تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم!
خندیدم و گفتم:تو کی هستی؟ گفت :غـــــم و تنهایی
خدا نکنه تو تنها و غمگین باشی

کاش کسی بود امشب با من کمی قدم میزد… کمی شعر میخواند و کمی حرف میزد.. و من برایش درد و دل می کردم و برایش اشک می ریختم.. کاش کسی بود امشب و من برایش چای میریختم و او با لبخندی و نگاهی برایم دست تکان میداد…. کاش کسی بود امشب…